وقتی صحبت از ژانر پلیسی و جنایی به میان میآید، ذهن مخاطب ناخودآگاه به سمت تریلرهای خوشساخت هالیوودی، نوآرهای کلاسیک فرانسوی یا درامهای جنایی پیچیده کره جنوبی میرود. اما در سینمای ایران، ژانر پلیسی همواره یکی از چالشبرانگیزترین و کمرونقترین حوزهها بوده است. با این حال، در میان انبوه فیلمهای درام اجتماعی و کمدیهای گیشهای، کارگردانانی پیدا شدهاند که با عبور از ممیزیها و محدودیتهای بودجه، آثاری خلق کردهاند که نه تنها در گیشه موفق بودهاند، بلکه در جشنوارههای جهانی نیز تحسین شدهاند.
در این مقاله از آیسل گیم، قصد داریم نگاهی واقعبینانه و بدون اغراق به بهترین فیلم های پلیسی ایرانی بیندازیم. آثاری که برخی از آنها مرزهای سینمای بدنه را جابهجا کردند و برخی دیگر با وجود فرم جذاب، در دام کلیشهها گرفتار شدند. با ما همراه باشید تا ببینیم سینمای ملی در به تصویر کشیدن قانون، جنایت و عدالت تا چه حد موفق عمل کرده است.
چرا ژانر پلیسی در سینمای ایران کمتر ساخته میشود؟
پیش از معرفی لیست، باید به یک واقعیت تلخ در سینمای ایران اشاره کنیم: ساخت یک فیلم پلیسی استاندارد در ایران به شدت دشوار است. نمایش واقعگرایانه از نیروهای انتظامی، محدودیتهای شدید در نمایش صحنههای جرم و جنایت، و البته حساسیتهای ممیزی روی پروندههای قتل و مواد مخدر، باعث شده تا بسیاری از فیلمسازان ترجیح دهند به جای ریسک کردن در ژانر پلیسی، به سمت درامهای اجتماعی یا کمدیهای امن بروند. با این حال، آثاری که در ادامه بررسی میکنیم، توانستهاند از این موانع عبور کنند.
لیست برترین فیلم های پلیسی و جنایی سینمای ایران
۱. متری شش و نیم (Law of Tehran) – واقعگرایی خیرهکننده در دل مناسبات اجتماعی

بدون شک متری شش و نیم به کارگردانی سعید روستایی، قلهی سینمای پلیسی و ضد مواد مخدر در ایران است. فیلم با یک سکانس تعقیب و گریز نفسگیر در خیابانهای شلوغ تهران آغاز میشود و ما را به دل تیم عملیات ویژه پلیس مبارزه با مواد مخدر میبرد. تقابل بازپرس سمیر (پیمان معادی) و قاچاقچی بیرحم، ناصر خاکزاد (نوید محمدزاده)، هسته اصلی این تریلر دو ساعت و نیمه است.
نگاه منتقدانه: نقطه قوت اصلی فیلم، فیلمنامه دقیق و دیالوگهای کوبنده آن است که نشاندهنده تحقیقات میدانی گسترده روستایی است. با این حال، برخی منتقدان معتقدند که فیلم در پرده سوم کمی از ریتم پلیسی خود فاصله گرفته و به سمت ملودرامهای احساسی و شعارهای اجتماعی متمایل میشود. با این وجود، متری شش و نیم یک کلاس درس برای کارگردانی اکشن و تعلیق در سینمای ایران است.
۲. علفزار (The Grassland) – تریلر دادگاهی و پلیسی بر اساس یک پرونده واقعی

کاظم دانشی با ساخت علفزار نشان داد که سینمای ایران تشنهی تریلرهای دادگاهی و پلیسی بر اساس پروندههای واقعی است. داستان درباره یک کلاهبرداری کلان و شبکهای از جرایم سازمانیافته است که بازپرس (نوید محمدزاده) و وکیل (پژمان جمشیدی) را درگیر یک موش و گربه روانی میکند.
نگاه منتقدانه: علفزار به شدت دیالوگمحور است و تعلیق خود را از طریق کشف اسناد و بازجوییهای پرفشار میسازد. بازی پژمان جمشیدی در یک نقش جدی و متفاوت، برگ برنده فیلم است. اما باید صادق باشیم؛ ریتم فیلم در میانههای آن دچار افت میشود و پیچیدگیهای حقوقی گاهی برای مخاطب عام خستهکننده از آب درمیآید. با این حال، پایانبندی تکاندهنده آن، ارزش تحمل این ریتم کند را دارد.
۳. سرخپوست (The Warden) – شاهکار معمایی در حبس

اگرچه سرخپوست ساخته نیما جاویدی دقیقاً یک فیلم «پلیسی» به معنای مرسوم آن نیست، اما به عنوان یک تریلر معمایی و تعقیب و گریز، یکی از بهترینهای دهه اخیر است. داستان در دهه ۴۰ شمسی و در یک زندان در حال تخلیه میگذرد؛ جایی که رئیس زندان (نوید محمدزاده) متوجه میشود یک زندانی محکوم به اعدام به طرز مرموزی ناپدید شده است.
نگاه منتقدانه: فیلمبرداری، طراحی صحنه و اتمسفر خفقانآور سرخپوست در سطح جهانی است. جاویدی توانسته یک معمای کلاسیک را در بستر تاریخ معاصر ایران حل کند. نقطه ضعف فیلم، گنجاندن یک خط عاشقانه نسبتاً ضعیف و غیرضروری است که گاهی تمرکز را از معمای اصلی و تنشهای روانی رئیس زندان منحرف میکند.
۴. چه کسی امیر را کشت؟ – تجربهای متفاوت به سبک راشومون

مهدی کرمپور در این فیلم سراغ یک فرم روایی جسورانه رفته است. فیلم با کشته شدن شخصی به نام امیر آغاز میشود و دوربین به سراغ تکتک اطرافیان او (با بازی گروهی از ستارگان سینمای ایران مثل خسرو شکیبایی، نیکی کریمی و امین حیایی) میرود. هر کس روایت متفاوتی از امیر و شب قتل او ارائه میدهد.
نگاه منتقدانه: ایده فیلمنامه (الهام از شاهکار آکیرا کوروساوا) بینظیر است و تماشای تضاد روایتها مخاطب را به چالش میکشد. اما مشکل اصلی فیلم در اجراست؛ فضاسازیها گاهی بیش از حد تئاتری و اغراقشده به نظر میرسند و فیلم در خلق یک اتمسفر جناییِ باورپذیر، نمره کامل را نمیگیرد. با این حال، به عنوان یک تجربه فرمگرا در سینمای ایران، ارزش یک بار تماشا را دارد.
۵. مرد بازنده (The Loser Man) – تلاشی برای ساخت نوآر ایرانی

محمدحسین مهدویان در مرد بازنده تلاش کرده تا المانهای سینمای نوآر (Noir) و تریلرهای سیاسی را با ژانر پلیسی ترکیب کند. جواد عزتی در نقش کارآگاهی سرد و درونگرا، درگیر پروندهای میشود که ریشه در فساد و توطئههای کلان دارد.
نگاه منتقدانه: فیلم از نظر بصری، استفاده از نور و سایه، و فضاسازی بارانی، تقلیدی قابل احترام از نوآرهای کلاسیک است. اما فیلمنامه در پرده سوم از هم میپاشد. تلاش کارگردان برای گره زدن پرونده جنایی به استعارههای سیاسی سنگین، باعث شده تا منطقِ پلیسی داستان فدای پیامهای ایدئولوژیک شود و مخاطب در نهایت با یک پایانبندی گیجکننده و شلخته روبرو شود.
۶. گناهکاران (The Sinners) – ادای دین به آگاتا کریستی

فریدون جیرانی با گناهکاران سعی کرد یک معمای کلاسیک «اتاق بسته» (Whodunit) به سبک رمانهای آگاتا کریستی را در سینمای ایران احیا کند. یک قتل در یک جمع خانوادگی و هنری رخ میدهد و همه مظنون هستند.
نگاه منتقدانه: فیلم به شدت سرگرمکننده است و ریتم تندی دارد. اما از نظر فنی، بیشتر شبیه به یک تلهفیلم یا سریال تلویزیونی است تا یک اثر سینمایی. بازیها در برخی سکانسها به شدت اغراقشده (Overacting) است و دیالوگها گاهی از حالت طبیعی خارج میشوند. اگر به دنبال یک معمای جنایی سبک برای آخر هفته هستید، گناهکاران گزینه مناسبی است، اما انتظار یک شاهکار سینمایی را نداشته باشید.
۷. نگار (Negar) – فرمگرایی در برابر محتوای پلیسی

رامبد جوان در نگار تلاش کرد تا یک نئو-نوآر زنانه و استایلیش بسازد. نگار (نگار جواهریان) پس از خودکشی همسرش، متوجه میشود که او درگیر یک باند تبهکاری بوده و حالا جان خودش نیز در خطر است.
نگاه منتقدانه: نگار از نظر موسیقی متن، تدوین و طراحی لباس، یکی از خوشساختترین فیلمهای تجاری ایران است. اما مشکل اصلی فیلم اینجاست که «فرم» بر «محتوا» غلبه کرده است. معمای پلیسی فیلم آنقدرها که کارگردان تصور میکرد پیچیده و جذاب نیست و حفرههای فیلمنامه در زیر زرقوبرق بصری پنهان ماندهاند.
جمعبندی؛ آیا سینمای ایران توانایی ساخت یک فرنچایز پلیسی را دارد؟
بررسی بهترین فیلم های پلیسی ایرانی نشان میدهد که سینمای ما در خلق «اتمسفر» و «دیالوگهای اجتماعی-جنایی» استعداد بینظیری دارد (همانطور که در آثار روستایی و جاویدی دیدیم). اما در زمینه فیلمنامههای معماییِ چندلایه و اکشنهای پلیسی استاندارد، هنوز راه درازی در پیش داریم. فیلمسازان ایرانی باید بپذیرند که ژانر پلیسی نیازمند منطق سفتوسخت (Plot Logic) است و نمیتوان حفرههای داستانی را با استعارههای سیاسی یا ملودرامهای احساسی پوشش داد.
سوالات متداول
بهترین فیلم پلیسی ایرانی از نظر منتقدان کدام است؟
بدون شک فیلم «متری شش و نیم» به کارگردانی سعید روستایی، به دلیل واقعگرایی، ریتم نفسگیر و پردازش دقیق شخصیتها، در حال حاضر به عنوان موفقترین و تحسینشدهترین فیلم پلیسی-اجتماعی سینمای ایران در سطح جهانی شناخته میشود.
آیا فیلم سرخپوست یک اثر پلیسی محسوب میشود؟
سرخپوست بیشتر در ژانر تریلر معمایی و درام تاریخی قرار میگیرد. از آنجا که داستان حول محور یک بازجویی، تعقیب و گریز و کشف یک معمای جنایی (فرار زندانی) میچرخد، بسیاری از علاقهمندان به ژانر پلیسی و کارآگاهی از تماشای آن لذت خواهند برد.
چرا فیلمهای کارآگاهی کلاسیک در ایران کمتر ساخته میشوند؟
ساخت فیلمهای کارآگاهی (Whodunit) نیازمند فیلمنامههایی با منطق ریاضیگونه و آزادی عمل در نمایش صحنه جرم و کالبدشکافی است. محدودیتهای ممیزی و همچنین عدم علاقه سرمایهگذاران به ریسک کردن روی ژانرهای غیراجتماعی، باعث شده این سبک در سینمای ایران مهجور بماند.
نظر شما چیست؟
آیا شما هم معتقدید که سینمای ایران در ژانر پلیسی بیشتر روی مسائل مواد مخدر تمرکز کرده تا معماهای جنایی پیچیده؟ کدام یک از فیلمهای این لیست شما را تا لحظه آخر روی صندلی میخکوب کرد؟
دیدگاهها و نقدهای خودتان درباره سینمای جنایی ایران را در بخش کامنتهای آیسل گیم با ما و سایر همراهان به اشتراک بگذارید. برای مطالعه نقد و بررسی جدیدترین فیلمهای سینمای ایران و جهان، حتماً بخش مقالات سایت ما را دنبال کنید!